آخرین خبرها
خانه / اعلاميه و بيانيه / درسهای قیام ۵ روزه پس از ۱۸ تیر و یاد آوری قهرمانی نسل ۷۰

درسهای قیام ۵ روزه پس از ۱۸ تیر و یاد آوری قهرمانی نسل ۷۰

پانزدهمین سالگرد قیام مردمی و خونین ۱۸ تیر ۱۳۷۸ خورشیدی، زمان بازبینی حوادث تاریخ ساز جنبشیست که همچون ستاره ای درخشان در آسمان مقاومت ۳۵ ساله ملت قهرمان ایران در برابر استبداد دینی رژیم ضد ایرانی و ضد بشری جمهوری اسلامی می درخشد

 دهه ۷۰ خورشیدی، دورانی بود که در آن دوران پس از سرکوب و قتل عام سیاه یک نسل از آزادی خواهان و میهن دوستان در دهه ۶۰ به ویژه تابستان سیاه ۶۷ جمهوری اسلامی در آرامشی مرگبار به سر می برد و در غیاب شهدای دهه ۶۰ و در سایه دولت فریبکار سید محمد خاتمی خود را به جهانیان حکومتی بدون مخالف معرفی می کرد .

آری پایه گزاران رژیم تصور می کردند که نسل پس از انقلاب در سایه تبلیغات یک سویه و تلاش برای شست و شوی مغزی جوانان، آن نسل به جمهوری اسلامی وفادار بوده و از خواسته های از جمله آزادی و سربلندی و میهن پرستی دست شسته اند. غافل از آنکه نسل جوان آن دهه که به جز فجایع جنگ و سرکوب دینی و ضد انسانی دستاوردی از زندگی در زیر سایه جمهوری اسلامی نداشته است ، خواسته هایی به مراتب ابتدایی تر ، ساده تر و روشن تر از نسل قبل را در دلهای خود پرورانده و در آرزوهای خود قرار داده بودند.

طرح سانسور مطبوعات در مجلس شورای اسلامی که توسط سعید امامی/اسلامی تهیه شده بود جرقه ای بود که قیام را شعله ور ساخت.

اعتراض مسالمت آمیز دانشجویان دانشگاه تهران شکل گرفت. ولی صد افسوس که در حکومتی که ریاست قوه مجریه یا رییس جمهور آن، وزیر سانسور پیشین یعنی سید محمد خاتمی بود چنین اعتراضی قابل تحمل نبود. در نیمه شب پس از اعتراضات مسالمت آمیز،جنایتکاران حرفه ای جمهوری اسلامی به خوابگاه کوی دانشگاه حمله بردند و در ضمن ضرب شتم دانشجویان بی دفاع با شیوه هایی که امروزه به نام وحشیگری های “داعشی” و در آن دوران به عنوان ستمگری “طالبان” گونه شهرت یافته بودند به نام الله و ائمه اطهار تعدادی از دانشجویان را برای ایجاد رعب و وحشت از پنجره های طبقات بالای خوابگاه به بیرون پرتاب کردند و به شهادت رساندند.

آری حزب اللهی ها مرتکب جنایاتی شدند که نسل جوان آن دوره نمونه آن را تنها از بزرگتران خود شنیده بودند.

قیام از بامداد روز بعد در منطقه کوی دانشگاه آغاز گردید و با تلاش و از خود گذشتگی دانشجویان و احزاب ملی به خیابان ها کشیده شد . زمانی که کنترل اوضاع اعتراض ها از کف نیروهای سرکوبگر رژیم خارج شد ،سران جمهوری اسلامی روحیه خود را در رویارویی با هزاران هزار مردم خشمگین باختند.

مناطقی از شهر تهران به دست نیروهای آزادی خواه مردمی از چنگال رژیم آزاد شد که با آزادی بازیافته شعارهای ساختار شکنانه ، ضد حکومتی و آزادیخواهانه خود را در هر سو فریاد زدند.

بی درنگ در حمایت از قیام تهران شهرهایی چون تبریز،شیراز،اصفهان و کرج نیز بپا خواستند و با شکستن سانسور مطبوعاتی جهان غرب صدها هزار ایرانی مقیم خارج نیز در شهر های خود به خیابان ها ریختند. به تدریج با سوزاندن عکس های رهبر منتخب خبرگان خامنه ای و گسترش شعار های ساختار شکن تعدادی از ستون های نظام چون آیت الله مهدوی کنی به لندن رهسپار شدند. هراس از سرنگونی جمهوری اسلامی ارکان رژیم را به لرزه در آورده بود و برای نخستین بار اشک دیکتاتور بزرگ خامنه ای در سخنرانی خائنانه اش هویدا شد.

سرانجام سران جنایتکار جمهوری اسلامی با اطمینان از حمایت خارجی برای نظام، به وسیله جانیان خود به کشتار ده ها تن از مردم معترض دست یازیدند و سخنگوی وقت شورای عالی امنیت ملی شیخ حسن روحانی که برای مقابله با قیام از ماموریت خارج از کشور برگشته و نیروهای بسیج را برای مقابله با مردم فراخواند  با سخنرانی تهدید آمیز خود در ۲۳ تیرماه دستور سرکوب و قتل عام مردم بیگناه را به دست نیروی بسیج در صورت ادامه قیام صادرکرد.

بدین ترتیب با حملات وحشیانه رژیم به خیابان ها و منازل و صدوراحکام بازداشت ها منقوش به امضای سید محمد خاتمی رییس شورای عالی امنیت ملی قیام فروکش کرد و مردمی که آمادگی تشکیلاتی و تسلیحاتی شدن برای رودر رویی با قاتلین حکومتی را نداشتند به خانه های خود بازگشتند تا شاهد یک دهه دیگر سرکوب حکومتی، فریب و خاموشی باشند.

حکومتگران فریبکاری که در این دوران مدعی اصلاحات، نرمش و تساهل و تسامح بودند نیز هر چه در توانشان بود را بکار بردند تا به مردم اخطار بدهند که هیچ انتظاری خارج از نظام ولایت فقیه، قوانین تبعیض آمیز و اصلاح ناپذیر اساسی و قانون مجازات اسلامی برآورده نخواهد شد.

در واقع آنچه نسل قهرمان و بی دفاع کم تجربه دهه ۷۰ از خود به جای گذاشت، درس بزرگی بود مبنی براینکه جمهوری اسلامی چه با لبخند و چه با تهدید قصد باز پس دادن هیچ حقی و یا امتیازی را به مردم نداشته و هیچ اصلاحاتی را در زمینه استبداد دینی و حاکمیت فرقه ای انجام نخواهد داد.

جوانان پر شور قیام کننده همچنین به جهانیان نشان دادند که بخش قابل توجهی از ملت ایران در مخالفتی سازش ناپذیر با این رژیم قرارگرفته است و برای تحقق آرمان تغییر استبداد دینی به یک دولت و سامان مردمسالار غیر مذهبی نسل جدیدی را برای ادامه مبارزه آزادیخواهانه تحویل جامعه داده است.

در این میان لازم است که نسل جدید و پیشین از مسائلی آگاهی یابد که شاید لازمه پیروزی های آینده اش باشد.

تاریخ قیام های پس از انقلاب ۵۷ به روشنی نشان می دهد که این قیام ها هر پنج سال و سپس ده سال یکبار به وقوع پیوسته است و در صورتیکه قیام کنندگان فرصت را برای ایجاد تشکیلات ها و امکانات از دست بدهند، توانایی به ثمر رساندن این قیام ها را نخواهند داشت و رژیم متزلزل جمهوری اسلامی فرصت بازسازی و تثبیت دوباره خودش را بدست خواهد آورد.

نکته دیگر آنکه رژیم با سرکوب های بی رحمانه و خونین خود ، ارتباطات جهانی خود را مستحکم کرده و خود را به عنوان تنها آلترناتیو سیاسی و اقتصادی موجود به جامعه جهانی تحمیل خواهد کرد.

سرانجام قیام پنج روزه پس از ۱۸ تیر به ملت ستمدیده ایران آموخت که پیروزی بدون پرداخت بهای متناسب با خواسته های مردمی میسر نخواهد شدو حد اقل بهایی که مردم برای راهایی مجبور به پرداخت آن هستند افزایش آگاهی سیاسی،فعالیت تشکیلاتی مناسب،ایجاد و گسترش اتحاد در تمامی سطوح اجتماع ،کسب آمادگی و تدوین و  برنامه ریزی برای قیام بعدی است.

روشن است که بهای قیام را نیز شرایط موجود در زمان خود به مردم دیکته خواهد کرد.

هر قیامی که در آینده بدون آمادگی های نامبرده باشد سرانجام مانند قیام ۸۸ یا در دام رهبران فریبکار داخل نظام خواهد افتاد و یا در مراحل اولیه خود سرکوب خواهد شد.

 بر قرار باد سامان مردمسالار

نابود باد دیکتاتوری

پاینده ایران

جنبش پایداری مرزپرگهر

پانزدهمین سالگرد قیام پنج روزه تیرماه هفتاد و هشت خورشیدی

درباره‌ی MPG journalist

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>