آخرین خبرها
خانه / مقاله / اختصاصي / بررسی شخصیت احمدی نژاد از دو زاویه

بررسی شخصیت احمدی نژاد از دو زاویه

بررسی شخصیت احمدی نژاد از دو زاویه – کاوه امیری

در مورد احمدی نژاد از چند زاویه می توان تحلیل ارائه داد ، هرچند او شخصیت پیچیده ای ندارد اما رفتارش می تواند آن طیف از مردم را که فاقد آگاهی و شخصیت شناسی هستند بفریبد . همانگونه که ظهور آخوند خاتمی در خرداد سال ۷۶ چندمیلیون نفر را فریب داد ، فریب خوردگان تا ماهها پس از پیروزی خاتمی برای او هورا میکشیدند و تعدادی از روی صداقت و سادگی به این گمان بودند که خاتمی و دولتش معجزه خواهند کرد ، طیف مقابل خاتمی بر تبلیغاتش دامن میزد و بر اساس برنامه های از قبل طراحی شده ، جنگ زرگری راه می انداختند ، آنها قصد داشتند فریب خوردگان را بیشتر تحریک کنند و هر چه فضا بنفع خاتمی داغ تر می شد همه تحرکات به نفع کل رژیم نوشته می شد ، بنابراین تستی که روی  ” احساسات ” مردم ایران به عمل آمده نشان داده که نقاط تحریک کدام است و با چه فرمولی می توان این نقاط حساس را به تحرک و واکنش برانگیخت ، ۸ سال پس از به قدرت رسیدن خاتمی ، هیچ اتفاق تازه ای نیفتاد جز آنکه رژیم در طول این ۸ سال بیشتر اعدام کرد ، بیشتر زندان انداخت ، بیشتر شلاق زد و سنگسار کرد و قتلهای سریالی خود را افزایش داد . به عبارت ساده تر سرکوبگری دانشجویان پس از چند خیزش سنگین ، کار را به نقطه اول رساند ، یعنی همان سکوت و سکون که در زمان رفسنجانی در دانشگاهها حاکم بود امروز هم دقیقاً حاکم است ، رژیم با مهارت توانست آتش سیاسی شدن دانشجویان را خاموش کند و امروز دانشجویان به همه چیز می اندیشند جز ” مبارزه سیاسی ” سرکوب و اخراج و زندان صدها کارگر معترض در کارخانه ها امروز شرایط حاکم به فضای کارگری ایران را به خاموشی و مرگ مبدل ساخته زیرا کوچکترین اعتراضی به شرایط صنفی و حرفه ای مساوی است با کتک و شکنجه و زندان و نهایتاً در صورت آزادی از زندان ، اخراج از کارخانه . به همین ترتیب جنبش معلمان نیز به درد خاموشی و سکوت قبرستانی مبدل شده ، دیگر هیچ خبری از اعتصاب و تحصن و تظاهرات در میان نیست . این یک واقعیت است که رژیم از طریق چند مرکز تحقیقاتی خود ، مرکز تحقیقات استراتژی وابسته به رفسنجانی ، مرکز سنجش افکار وابسته به صدا وسیما ، خبر گزاری دولت ایرنا ، مراکز اطلاعاتی وابسته به سپاه و وزارت اطلاعات ، مرکز تحقیقاتی ابرار وابسته به وزارت خارجه و وزارت اطلاعات ، آخرین میزان نارضایتی عغمومی را می سنجد و بر اساس آن برای هر دوره از انتخابات کذایی خود برنامه ریزی می کند ، همانگونه که در سال ۷۶ باید یک مهره دلقک بنام ” محمد خاتمی ” وارد میدان میشد ، ۸ سال بعد و در سال ۸۴ باید ” محمود احمدی نژاد ” به ریاست جمهوری می رسید ، رژیم در آوردن رفسنجانی ، احمدی نژاد ، کروبی  یا قالیباف دچار تردید شدیدی بود ، برای سر دمداران رژیم رأی سازی مثل آب خوردن بود و بابت این موضوع هیچ نگرانی وجود نداشت ، احمدی نژاد از دی ماه سال ۸۳ اطمینان یافته بود که به ریاست جمهوری خواهد رسید بخاطر همین نیازی ندید که تبلیغات سرسام آوری راه بیندازد اما برای رسیدن به این مقام نیازمند بکار بردن چند آیتم بود . احمدی نژاد باید شخصیتی همسطح مردم طبقه پایین یا متوسط از خود نشان می داد ، باید ساده لباس میپوشید و شعارهای اقتصادی میداد ، باید خود را همانند ” رجایی ” در می آورد و حمایت نسل اول و دوم را کسب می کرد ، می خواست نشان دهد که اهل تصاحب قدرت و ریخت و پاش و تجملات آنچنانی نیست ، گزارشات محرمانه مراکز تحقیقاتی رژیم نشان می داد که مردم نسبت به تجمل سالاری رفسنجانی ، و شعارزدگی خاتمی ، بشدت بد بین هستند ، رژیم بدنبال مهره تازه ای بود که حرف تازه بزند ، ابتدا روی قالیباف سرمایه گذاری کرد اما این حمایت با مخالفت دیگر باندهای مافیایی رژیم مواجه شد ، به همین دلیل بلافاصله ” احمی نژاد ” به تصویب رسید ، این در حالی بود که رأی عمومی بیشتر به سمت کروبی سنگینی می کرد ، کروبی هم شعار اقتصادی داد ه بود ، ماهی ۵۰ هزار تومان پول به همه مردم ! اما او مهره ای نبود که مورد تأیید خامنه ای باشد ، رژیم به مهره ای نیاز داشت که هر موقع بخواهد بدون هرگونه مقاومتی کوک شود ، سابقه سرسپردگی و سرکوب مخالفان را نیز داشته باشد و احمدی نژاد از همه مناسب تر بود . او تنها شعار داد و توانست بار دیگر طیفی از جماعت ناآگاه جامعه را تحت تاثیر شعارهایش قرار دهد ، بعداً برایش رای سازی هم کردند و او بجای کروبی و رفسنجانی ناگهان اول شد !

آیا احمدی نژاد محبوبیت دارد ؟

اما این که گفته شود احمی نژاد محبوبیت دارد یک حرف خنده دار و بی اساس است ، گویندگان این سخن نشان می دهند که از واقعیت های فعلی در جامعه بشدت غافل هستند ، محبوب بودن در جامعه ایران یک امر سیال است و مستقیماً به عملکرد و کارنامه شخص باز می گردد ، از آنجاییکه عناصر جمهوری اسلامی در پشت شعارهای خود پیرو هیچ مکتب ، ایدئولوژی و آرمانی نیستند و جز قدرت هیچ چیز دیگری برایشان مقدس و مقبول نیست ، اگر روزی محبوب می شوند فردای آن روز منفور هستند . زیرا دروغ گویی و دجالگری آنها برای کوچک و بزرگ ثابت می شود . احمدی نژاد از فردای پیروزی اش در انتخابات فرمایشی هم محبوبیت نداشت ، توده های انبوهی از مردم انتخابات را بکلی تحریم کردند و تعدادی نیز رای باطل به صندوقها ریختند ، عمده مردم با سکوت از کنار این نمایشات عبور کردند و فقط بخشی از مردم بودند که به او دخیل بستند و حالا همان مردم نیز در تاکسی و اتوبوس به او فحش می دهند . احمدی نژاد تند ترین شعارهای اقتصادی را مطرح کرد ” آوردن پول نفت برسر سفره مردم ” این معنای همان حرفی است که در کوران انقلاب از زبان آخوندها و طرفداران انقلاب به گوش می رسید ، طبیعی است که این شعار ها افکار مردم را تکان خواهد داد ، آن هم مردمی که طبق آمار های خودشان ۵/۲ درصد آنها زیر خط گرسنگی بسر می برند . بعداً غلامحسین الهام سخنگوی دولت به صراحت منکر چنین تحولی از سوی احمدی نژادشد ً. احمدی نژاد در برنامه های تبلیغاتی خود از دادن هرگونه شعار تند سیاسی یا اجتماعی اهتزاز کرد زیرا می دانست اگر آن زمان مساله هولوکاست یا ممنوعیت ماهواره و مبارزه با بد حجابی و غیره را مطرح کند نمی تواند رای جمع کند ، او حتی پا را فراتر گذاشت و از طریق ” مهدی کلهر ” مشاور فرهنگی اش حرفهایی مطرح ساخت که غیره منتظره بود ، کلهر از آمدن خوانندگان لوس آنجلسی به ایران ، از آزادی های مختلف در زمینه موُسیقی و سینما . . . صحبت کرد . بنابر این بسیاری تدارکات و برنامه ریزی ها انجام شد تا اینطور القا شود که احمدی نژاد دارای محبوبیت و مقبولیت عمومی است ، صحنه های استقبال از او در سفر های شهرستانها نباید این ظن را ایجاد کند که وی محبوب است . دقت کنید که وقتی او راننده خودش را در شهرداری تهران به فرمانداری گلپایگان می رساند ، طبیعی است که آن راننده روستایی که هرگز در تمام طول عمرش پشت میز ننشسته و حتی امضا کردن بلد نیست تمام قبیله خود را به نفع احمدی نژاد بسیج خواهد کرد ، این حرکتها تاثیرات زیادی از بعد تبلیغاتی روی یک عنصر سیاسی ، آن هم در جامعه ای مانند ایران ، خواهد داشت .

مساله دیگراینکه احمدی نژاد و دولتش هیچگونه برنامه جامعی از نظر اقتصادی ندارند در حالیکه او بیشترین شعارهای سیاسی را سر داد . تورم در میان اقلام ضروری مردم بشدت بالا رفته ، طرح او برای تعیین سقف حقوق کارگران باعث اخراج هزاران کارگر گشته است ، درآمد سرانه همچنان پایین است و سقف بیکاری روز به روز بالا می رود . سرمایه های زیادی پس از بقدرت رسیدن احمدی نژاد تا حدی است که حتی صدای نمایندگان مجلس آخوندی را نیز در آورده و انتقادات تندی علیه برنامه های اقتصادی دولت در مجلس صورت گرفته است .

مجموعه این عملکرد ها نشان می دهد که احمدی نژاد نتوانست نسبت به شعارهای داده شده وفادار باشد و طبیعی است که او نیز پس از مدتی آن تعداد معدود هواخواه خود را که گول وعده هایش را خوردند از دست خواهد داد ، همانطور که امروز رای دهندگان به او بشدت از وی بیزاری می جویند . کارنامه سیاه احمدی نژاد بحدی سنگین است که در بهار گذشته در قم چند آیت الله در صدد بودند مساله عدم کفایت او را مطرح کنند ، البته آنها جلوی سرو صدای این مساله را گرفتند زیرا حمایت خامنه ای از وی باعث شکاف عمیقی بین ملایان تهران و قم میشد ، بی لیاقتی دولت احمدی نژاد  بحث روز مجلس آخوندی گشته است ، در حالی که اکثریت این مجلس از همفکران و هم جناح او هستند اما احمدی نژاد هیچ محبوبیتی حتی در میان نمایندگان مجلس ندارد ، او چند روز قبل طی ضیافتی که با اعضای مجلس برگزار کرد از عملکرد مجلس بشدت انتقاد کرد ، حالا با این وضعیت که احمدی نژاد نه در بین جناح موسوم به محافظه کار محبوبیت دارد و نه در میان نمایندگان مجلس ، و عملکرد یکساله او نیز مملو از خرابی و دروغ و شعارهای تو خالی بوده و مردم هیچ امتیازی و هیچ ویژگی بارزی از دولت وی ندیدند ، چطور گفته می شود که وی محبوبیت دارد ؟ ! وی مورد تنفر رفسنجانی ، کروبی و خاتمی است ، تنها باند خامنه ای و اعضای دفترش از او حمایت می کنند ، اخیراً قالیباف هم در شهرداری تهران به مدارکی دست یافته که نشان می دهد چند میلیارد تومان پول بدون سند در دوران احمدی نژاد جابجا شده ، البته او فعلاً اجازه ندارد که این مدارک را منتشر کند زیرا در اینصورت بلافاصله بفرمان خامنه ای از سمت اش عزل و خانه نشین می شود .

 ناسیو نالیسم ، ابزاری در دست احمدی نژاد

شعارهای احمدی نژاد این ظن را قوی می کند که او یک فرد ناسیونالیست است . اما ناسیونالیست بودن احمدی نژاد همانقدر واقعیت دارد که دموکرات بودن احمد جنتی ! احمدی نژاد با ناسیونالیسم هیچ رابطه ای ندارد و اصولاً اعتقادی در وی متصور نیست . آیا بصرف اینکه با روش دجالگری در صحبت هایش از تاریخ و تمدن مردم ایران حرف زده و یا به تبعیت از ” هیتلر ” یهودیان را کوبیده تا خود را طرفدار نژاد آریایی معرفی کند ، این نشانه ناسیونالیست بودن است ؟ به این نکته توجه کنید که مهره های جمهوری اسلامی باید قوعد بازی را رعایت کنند و اگر نکنند در بهترین حالت گوشه خانه می نشیند و از دور قدرت برای همیشه خارج می شوند ، می بینید که آخوندها و شبه آخوندهایی از قبیل : موسوی اردبیلی ، طاهری موسوی خویینی ها ، کروبی ، هادی غفاری ، کرباسچی ، مهاجرانی ، کدیور، عبدالله نوری ، شیبانی ، معادیخواه ، حبیبی ، موسوی تبریزی ، حجاریان ، بهزاد نبوی ، اصغر زاده و . . . چگونه از دور خارج شدند و تلاش تعدادی از آنها برای ورود دوباره به بازی ناکام ماند . البته حذف هر یک از این عناصر وابسته به رژیم دلایل خاص خود را دارد و فراموش نکنید که اینها هرگز مغضوب رژیم نمی شوند و اگر تندترین انتقادات نیز از رژیم بکنند ، رژیم می داند که اینها خطر ناک نیستند و همگی نسبت به قانون اساسی و ولی فقیه وفادار می مانند . احمدی نژاد در این مقطع زمانی وظیفه دارد تا نقش خود را خوب بازی کند در غیر این صورت از دور خارج می شود ، او چندی پیش در میان دانشجویان سخنرانی کرد و گفت برعلیه لیبرالیسم فریاد بزنید ، معنای این حرف این است که اولا ًٌ وی هیچ اعتقادی به آزادی و دموکراسی ندارد و اتفاقاً هیچگاه نیز در سخنرانیها ی خود از این دو مقوله حرفی نزده است و در ثانی او با تحریک دانشجویان برعلیه لیبرالیسم ، به نوعی می خواهد احساسات ملی را در آنها برانگیزد و بعد فوراً به سراغ برنامه های هسته ای برود و بوق و کرنا کند که مثلاً ما ایرانیها باید از انرژی هسته ای برخوردار باشیم و چرا ایرانیها نباید از این فناوری استفاده کنند و غیره . او وظیفه دارد در میا ن دانشجویان به این صورت حرف بزند و نقش بازی کند و بعد در جایی دیگر ، در شهر رضاییه ( ارومیه ) به میان خانواده های کشته شدگان جنگ ۸ ساله می رود و می گوید :” ما امروز نیازمند روحیه شهادت طلبی و ایثار گری هستیم ، بعضی ها فکر میکنند ما با جلسات گفت و شنود میتوانیم حق ملت ایران رااستیفا کنیم . این گونه گارها ما را به پیروزی نهایی نمی رساند .” وی در حالی این حرف را میزند که خودش به جورج بوش نامه می دهد و او را دعوت به مناظره یا بقول خودش جلسه گفت و شنود می کند ! آیا همین روش مدرک محکمی بر این نیست که احمدی نژاد فقط یک عروسک خیمه شب بازی است که در هر محفلی و هر جمعی باید مطابق همان اوامر دیکته شده حرف بزند ؟

 در زمان ریاست جمهوری رفسنجانی با وجود سانسور و خفقان شدیدی که دولت وی حکم ساخته بود ، موجی از ملی گرایی و ناسیو نالیسم در میان جوانان و روشنفکران و طبقه متوسط جامعه قوت گرفت ، این موج بصورت کاملاً خود جوش ایجاد  شد زیرا تمام سازمانها و گروههای ملی در تمام آن سالها اجازه هیچ فعالیتی را نداشتند ، بی دلیل نبود که اطلاعات رژیم به شکار شخصیت های ملی در داخل و خارج از کشور پرداخت و تعدادی از آنها را بطرز فجیعی بقتل رساند . رژیم بخوبی می داند که حتی در اوج خفقان و دیکتاتوری ، ملی گرایی و ناسیونالیسم ایرانی ریشه دار است و میتواند وقتی در جهت براندازی سیستم بکار افتد ، سفره آخوندها را برای همیشه جمع خواهد کرد . اکنون احمدی نژاد به صحنه آمده تا گاهی در لابلای اراجیف خود ژست ملی گرایی نیز بخود بگیرد غافل از اینکه قبایی برازنده او نیست ، سابقه احمدی نژاد در کشتن و جنایت و شقاوت تاریک است و او به عنوان یک پاسدار فالانژ و تبهکار هرگز نمی تواند نقش یک ناسیونالیست میهن پرست را بازی کند .

درباره‌ی MPG journalist

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>