آخرین خبرها
خانه / مقاله / اختصاصي / نخستین زن، نخستین فمنیست

نخستین زن، نخستین فمنیست

نخستین زن، نخستین فمنیست

الهام یعقوبیان 

به شهادت برخی از اسطوره ها و  داستان های مذهبی، مبارزات آزادی خواهانه زنان همزمان با  وقوع آفرینش، با اعتراض لیلیت اولین همسر آدم  پیامبر آغاز شد .  آنروز که او، در برابر آدم بانگ برآورد که ما هر دو از خاک و از یک زمین به وجود آمده ایم، ما برابریم پس از من نخواه که مطیع و زیر دست تو باشم. و اما ‌آغاز اولین سرکوب های زن ستیز نیز با این حرکت او نمایان شد و  با بر چسب زدن به او شکل گرفت. شر و شیطان خوانده شد. محکوم شد. او را افسار گسیخته و غیر قابل کنترل خواندند  تنها به این دلیل که برابری می خواست و حق خود می دانست در رابطه شان حقی برابر داشته باشند نه بیش. او استقلال می خواست. پس قبول نکرد که زیر کنترل آدم باشد و او را ترک کرد در نتیجه فاسد و شریر خوانده شد و منفور ملائک واقع گشت ولی نه تهدید ها او را از خواسته اش منصرف کرد و نه فرمان خدا.

اما تبعیض جنسی در فرهنگ ها و مذاهب، البته متاثر از سیستم  جامعه های مردسالار همچنان ادامه یافته است. نابرابری جنسی , همچنان یکی از معضل های اجتماعی در جهان،  بخصوص در جوامع سنتی است که یکی از دلایل آن  نگرش های متفاوت اجتماعی به دختران و پسران می باشد. دخترانی که از زمان تولد با برخورد و رفتار های نابرابر والدین در مقایسه با برادرانشان رو به رو می شوند  وگاه این تفاوت ها را به عنوان رکنی طبیعی می پذیرند .  فرودستی در ذهنشان نهادینه می شود و به درک نادرستی از خود و توانایی هایشان می رسند. تفاوت هایی که محدودیت هایی را  در زندگیشان رقم می زند. اینگونه نگرش ها، همراه  با   آداب و رسوم  به غلط جا افتاده در طول تاریخ ، سنت های ناعادلانه و ارزش های تبعیض آمیز  اجتماعی،  همواره مانع بزرگی بر سر راه رسیدن به برابری جنسی در جوامع ، بخصوص جوامع توتالیتر مردسالار بوده است. نداشتن دسترسی یکسان به امکانات،  محدود و یا گاه محروم کردن زنان در عرصه های متفاوت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی توسط دولتمردان نیز چالش هایی را در راه پیشبرد اهداف کنشگران جنبش زنان  قرار داده است. زنان ایران بر اساس قوانین جمهوری اسلامی  با وجود بیش از سه دهه تلاش،همچنان برای دستیابی به حقوق برابر اجتماعی  زیر فشاراند و اصولی ترین حقوقشان نادیده گرفته می شود. تبعیض در تمامی مراحل زندگی از موقعیت های حقوقی گرفته تا اشتغال در بازار کار محسوس است. دولتمردان که گویی هیچ تشویش خاطری جز سرکوب زنان ندارند هر روز به فکر نو آوری برای ارائه ی قوانین تبعیض آمیز علیه زنان هستند. یک روز سخن از قانون واپسگرای ازدواج های موقت و رسمیت بخشیدن به روابط آزاد مردان به دور از چشم همسرانشان می کنند، روز دیگر تک جنسی کردن دانشگاه ها و محدود کردن سهمیه دختران در دانشگاه ها به بهانه ی ایجاد توازن در اشتغال و حفظ کانون خانواده اما در واقعیت به منظور حذف زنان از عرصه ی اجتماعی و به حاشیه راندن آنها را مطرح می کنند. ناگهان به یاد طرحی برای تفکیک جنسیتی در بیمارستان ها می افتند و روزی دگر به رشته های درسی جنسیت می بخشند و برخی را مردانه می نامند و دختران را از انتخاب رشته ی مورد علاقه شان محروم می کنند. بعد به فکر بومی گزینی جنسیتی می افتند تا پای دختران را به بهانه ی حفظ عفافشان از دانشگاه های معتبر شهرها ببرند.  و بعد با این انگاره که زن زیر سن ۴۰ سال هنوز کامل نیست و امکان به راه خطا رفتنش می رود، به فکر ارائه لایحه ای می افتند که سفرش به خارج را تنها با اجازه ی پدر ممکن بسازند. البته نه به این معنا که زنان متاهل اختیار سفر دارند که آنها نه تنها برای سفر،  که قانون حتی اختیار اجازه ی کار، تحصیل و حتی خروج از منزل را به همسرانشان داده است. محدودیت و خشونت بر زنان از ارکان بنیادی جمهوری اسلامی است. نداشتن حق طلاق، حضانت فرزند،نا برابری دیه و ارث ، بی ارزش دانستن شهادت یک زن و ناتوان شناختن او در قدرت قضاوت  از نمونه های بارز  قوانین ارتجاعی و نادیده گرفته شدن حق بیش از نیمی از جمعیت مملکت و  از دور خارج کردن آنها از چرخه ی حضور در جامعه است.آنهایی  که لب به اعتراض می گشایند تا از حقوق نفی شده ی خود دفاع کنند،سرکوب یا زندانی می شوند و  واژه های چون مردستیز، برتری جو  و گاه عقده ای یدک کش نامشان می شود و البته مردانی  که به این جنبش پیوسته اند، صفت زن ذلیل را گاه متحمل می شوند. فمنیسم برای مخالفان، واژه ای مترادف با زن ستایی یا زن سالاری و سلطه طلبی است و  بر این باورند که این کنشگران با شعار برابری سعی در تخریب کانون خانواده و تحقیر مقام مادری دارند. استقلال طلبی را معادل بی بندوباری می دانند.  در انگاره ی برخی حتی ظاهر و پوشش یک فمنیست گویای تفاوت او با دیگران است و گروهی حتی به این باور نادرست رسیده اند که برخوردار نبودن از یک چهره ی زیبا و  خواستنی نبودن برای مردان، یا تجربه ی یک خیانت و یا تجاوز، فرد را به سمت فمنیسم سوق می دهد. فعالان حقوق زنان ، با وجود ممنوعیت ها و سرکوب های سیستماتیک همچنان ایستادگی کرده اند و اگر چه همچنان  که سخن از جنبش زنان، برابر خواهی و به رسمیت شناختن زنان با هویت برابر و مستقل به میان می آید از سوی مخالفانی که تفاوت میان مرد ستیزی و ستیز با اندیشه ی مردسالارانه را نمی فهمند، محکوم به ضد مرد بودن می شوند  اما این راه طولانی را برای پیدا کردن جایگاه زن در جامعه پیموده اند.  تلاش اولین مروجین گفتمان برابر خواهی، تغییر نوع نگاه به زنان به جهت رکنی برابر با جنس مخالف و به عنوان قدرتی با کارایی برابر در زمنیه های متفاوت برای ایجاد یک سیستم دموکرات است. یک دگرگونی ساختاری در فرهنگ و زبانی که هویت زنان را شکل می دهد. فرهنگی که به جای مردسالاری یا زن سالاری به شایسته سالاری بپردازد. در واقع، برای رسیدن به آزادی و دموکراسی،  اولین اصل داشتن حقوق برابر بدون در نظر گرفتن تفاوت هاست و مشارکت زنان به عنوان یکی از ارکان جامعه در این روند غیر قابل چشم پوشی است. زنان همواره، در صف اول جنبش های آزادی خواهانه ایستاده اند و با وجود هزینه های سنگین از پا ننشستند. بالا رفتن سطح دانش زنان، به آنها برای مقابله با قوانین تبعیض آمیز و بیان افکارشان توان بخشیده است. برای آنکه یک واقعیت ساده را بیان کنند و بگویند کسی که بر علیه زن ستیزی مبارزه می کند لزوما مردستیز نیست بلکه می کوشد تا میان زن و مرد در جامعه ی نابرابر،  برابری به وجود بیاورد و تعریف برابری، یکسان بودن نیست بلکه برخورداری از حقوق و ارزش های یکسان با وجود تفاوت هاست

 

درباره‌ی MPG journalist

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>